تاريخ : یکشنبه هفدهم خرداد 1388 ساعت: 3:54
الهی تب کنم شاید پرستارم تو باشینمی ترسم اگر در راه عشقت زا به را شم
نمی ترسم اگر قربونی عشق تو باشم
تو یه باغ گلی بزار که من خار تو باشم
بزار تا اخر عمرم گرفتار تو باشم
می خوام اسب مراد و زین کنم پشتش سوار شم
بتازم سوی شهرت پشت خونت موندگار شم
بدنبال تو از شهری به شهری راهی میشم
بخوای آب می شم و در جوی عشقت جاری می شم
می خوام هر جا که می رم همش حرف تو باشه
بجز اسم تو می خوام دیگه اسمی نباشه
منم من یک فدایی آره تا زنده هستم
از اونروز تا همیشه بدون یار تو هستم
از اونروز تا همیشه بدون یار تو هستم
الهی تب کنم شاید پرستارم تو باشی
طبیب حاذق این قلب بیمارم تو باشی
می دونی میشکنه این قلب من در کنج سینه
اگه بیدار بشم و بازم به بالینم نباشی